أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
766
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
شيوههاى تهيهء فانيذ نك . محيط اعظم ، III ، 252 . نيز قس . سراپيون ، 541 ؛ ابن سينا ، 564 . ( 2 ) . هنديقون . ( 3 ) . يا « [ فانيذ ] خالص » - صفوته . محيط اعظم ، III ، 252 : « آنچه از قند تهيه مىكنند و بدون آرد جو نگه مىدارند ، « فانيذ خزائنى » ناميده مىشود » . ( 4 ) . برسوله ، قس . I , Vullers ، 220 . ( 5 ) . الزنجبيلى . ( 6 ) . ما لم تلقح قدور به ورق العشر : « تا ديگها را با برگهاى عشر بارور نكنند » . دربارهء « عشر » نك . شمارهء 706 . ( 7 ) . فناورى اين روند بر ما روشن نيست . 764 . فاخور 1 ابو حنيفه : اين مرو پهنبرگ است . [ فاخور ] نوعى گياه معطر به نام مرو است ، برگهاى پهن دارد ، از ميانش سرهايى همانند سر دم روباه بيرون مىزند . رويشان گلهايى به رنگ سرخ تند و خوشبو مىنشيند . مردم بصره آن را « ريحان الشيوخ » 2 مىنامند ؛ پزشكان آنها مىپندارند كه آن جوانى را قطع مىكند 3 . ( 1 ) . Origanum maru L . ، عيسى ، 1304 . ( 2 ) . ريحان الشيوخ - « ريحان پيرمردان » . ( 3 ) . يقطع الشباب ، نيز همينگونه عيسى ، 1304 ؛ لسان العرب ، V ، 50 و Lane ، 2350 : يقطع السّبات - « خوابآلودگى را قطع مىكند » . نسخهء فارسى : موى را سپيد مىكند . 765 . فاط 1 - پادزهر ابن ماسه : [ فاط ] دارويى است كه از [ سرزمين ] تركها مىآورند ؛ اين فادزهر 2 است . ( 1 ) . در اينجا گفته شده كه اين « فادزهر » يعنى « پادزهر » ( نك . شمارهء 126 ) يا بهطور كلى ترياق است . طبق II ) Vullers ، 632 ) و محيط اعظم ( III ، 250 ) ، اين جدوار است ، نك . شمارهء 249 . نيز قس . Dozy ( II ، 236 ) ؛ ابن سينا ( 584 ) . اين عنوان در Picture ، 129 درج شده است . در نسخهء فارسى حذف شده است . ( 2 ) . فادزهر - معرب « پادزهر » فارسى ، نك . شمارهء 126 . در حاشيهء نسخههاى الف و ب افزوده شده است : « الفجّ به قرنفل مىماند ، به رنگ غبار شبيه رنگ ميوههاى طرفاء است ؛ در محل شكستگى